تو ای امید من
آنگاه که بر پشت اسبت
قدم بر سبزه زاران گذاشتي
آن روز را به ياد بياور
همان روز که من عاشق شدم
هر گاه در امتداد رودخانه سربي زندگي
سالها را در نورديدي
وبه درياي سياه شب رسيدي
و دست در دست فرشته مرگ نهادي
به سراغم بيا
بدان که همراهت مي آيم
تا ساحل آخرت
به شرافتم قسم![]()

+ دل نوشته ای از AHMAD در دوشنبه پنجم شهریور 1386 ღ نظرات ღ
|

