هنوز شقايق نشدي زنداني زندان دقايق نشدي وقتي که مرا از دل خود مي راني يعني که تو هيچوقت
عاشق نشدي
من غريبه ي ديروزم.اشناي امروز.و فراموش شده ي فردا..پس در اشنايي امروز مينگرم تا در فراموشــــي
فردا يادم کني
دلم گرفته از آدم هايي که مي گن دوست دارم اما معني شو نمي دونن از اونايي که زير بارون برات مي ميرن و وقتي آفتاب مي شه همه چيز
يادشون ميره
+ دل نوشته ای از AHMAD در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 ღ نظرات ღ
|

